X
تبلیغات
ارکین غوشغی / Erkin goşgy
مدني جمغئيِت لريميزينگ اِپ-اِسلي واغت بأري تورکمن يازووئ حاقدا بللي بير نتيجه چئقارماق نييِتي بيلن آلادالانئپ يؤرِن ليک لري هربير ايران لئ تورکمني بو مووضوغدا اؤز پيکريني آيدماغا بورچ لاندئريار.
بيلشيميزيالئ بيزينگ ياشايان دؤوروميز اؤزگريش لر دؤوري،آراباغلانشئغئنگ اؤسن دؤوري. کامپييوتر، اينترنت ،... زامانامئزئنگ اينگ واجئپ مِسِله لري بولوپ دوريار.
بيز ايران لئ تورکمن لر اگر عاراپ-پارس خاطئني اؤزوميزه يازوو خاطئ ديييپ بلله مأگه مجبور بولساق، اوندا گرِک يرينده يانگقئ سانان زادلارئمئزا قئباپداش اِليپ-بيي بلگي لري بللأپ آلماق ضرورلئغئ-دا يوزه چئقيار (چکيملي حارپلارا). مونونگ اوچين بيزينگ اِل يتِرميزدأکي بار بوُلان فارسي يازوو فوُنت لارئندان اؤز گرک نئشانالارئمئزئ گؤزله مه لي بوُليارئس، يوُغسام بأرده ياساما نئشانالارئنگ-دا بيزي ماقصادا يتيرمجِگي ايندي هممأ مأليم. دييمک بيز اؤسن آراباغلانشئق طيلسيم لريندن خايئرلانئپ بيلمک اوچين اليپ-بييه مئناسئپ بلگي نئشانا گؤزله مه لي بوُلارئس. شو وه بِيله کي مِسِله لري گؤز اؤنگونه آلئپ اِلينگيزدأکي، اليپ-بيي حاقداقئ تاييارلانان ايکي بؤلومدن عئبارات بوُلان تکست، اِنه ديليميزده يازماقدا ياردئم ادِر دييِن طاما بيلن سيز حورماتلئ اوُقئجئ لارا هؤدورلنيأر.

عبدالقهار صوفي راد

+ نوشته شده توسط عبدالقهار صوفی راد در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 و ساعت 17:39 |
توٌرک شاخئرلارئندان بیرنأچه غوُشغئ چاغالار اوٌچین ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالقهار صوفی راد در دوشنبه سیزدهم تیر 1390 و ساعت 0:48 |

ایضاح مسئله ی نوشتار ترکمنی -عبدالقهار صوفی راد

 

در شماره ی 376شنبه هفتِ خرداد ماهِ 1390هفته نامه یِ صحرا یکی از خوانندگان؛ به الفبا وشیوه ی نگارشی صفحه ی ترکمنی آن نشریه به ظنّ خویش انتقاداتی را وارد دانسته بود که سردبیر محترم هفته نامه نیز طیّ نوشتاری تحت عنوان توضیحات سردبیر به تبیین وایضاح مسئله بر آمده و در قسمتی از آن نوشتار، از گروه بررسی رسم الخطّ قراردادی مورد بحث، پاسخی درخور به انتقادات موجود را خواستارشده بودند والبتّه درادامه با آوردن عباراتی التیماتوم گونه استنباطی شائبه آمیز در اذهان دوستان خود پروراندند که بارمعنایی عبارت سردبیرمحترم هرچه باشد؛ باتوجّه به تلاش وهمّت صحرا درجهت تثبیت الفبای نوشتار ترکمنی، آنرا جز دلسوزی به چیز دیگری حمل نتوان کرد. 

باید اذعان نمود ارزش واهمّیّت زحماتی که مدیرمسئول،سردبیر ودبیربخش ترکمنی هفته نامه ی صحرا وسایر همکاران آن در این چند سال در جهت ترویج وتثبیت قواعد ویکسان سازی شیوه ی نگارش زبان ترکمنی بر دوش کشیده اند حتّی بیشتر از تلاشهای طرّاحان وکارگزاران امر بوده است وچه بسا حضور قاطبه ی صحرائیان در مراحل مختلف این پروسه نیز بر هر کس عیان بوده وهست وآنان خود بهتر می دانند ودر عمل نشان داده اند که نتیجه ی به دست آمده نیاز به مراقبت وپاسداری دارد .

آری؛ گفته آمد که از نوع نگارش صحرا که درچندسال اخیر ودرپی قاعده مند سازی الفبای سنّتی ازسوی محافل ادبی و فرهنگی ترکمن به تأیید وتصویب رسیده بود، انتقادی به عمل آمد. انتقاد اگر سازنده باشد بسیار مفید است امّا برخی انتقادات برآمده از برداشت های سوء ناقلان وقائلان آنهاست که جز سنگ اندازی نام دیگری نمی تواند داشته باشد. انتقاد آن دوستمان که مطلبشان سبب نوشته شدن توضیحات سردبیر صحرا گردیده بود،نوعی از این دست است که آنچه درپی می آید سعی دارد بدان پاسخ گوید:

بایددانست الفبای زبان ملل متعدّد از جمله الفبای فارسی با آن قدمت، که آموزش نظام مند ورسمی ودولتی را نیز حلقه بگوش خود کرده، بی نیاز از ترمیم نبوده وهم اینکه برای آموزش قواعد نوشتاریِ آن برای مؤلّفان، مصنّفان، ناشران وبالاخص آموزگاران جزوه ها وکتابچه های بسیاری تحت عناوینی چون شیوه نامه ی خطّ - دستورخط- راهنمای نگارش- فرهنگ املایی-و ... چاپ ومنتشرمی گردد که هرنوشتاری ازجمله نوشتار ترکمنی نیز ناگزیر از آنهاست.

در ابتدای ورود به مقوله ی زبانشناسی ونوشتارِزبان مواردی چون؛ واج های زبان،حروف الفبا،مصوّت هاوصامت های آن بدیهیّاتی هستند که باید با آنها آشنا باشیم. منتقد محترم آورده اند «...از طرّاحان این رسم الخط سؤال کردم چرا حرف ی را دروسط وآخر بعضی کلمات بطورغیرمعمول به ئ تغییر داده اند.» پاسخ:متاسّفانه این دوست عزیز هنوز با آن بدیهیّات که در چند سطر قبل مذکور آمد آشنا نیستند چون اگر بر مصوّت های زبان ترکمنی واقف بودند؛ باید از این نیز آگاه بوده باشند که مصوّت های نه گانه ی زبان ترکمنی به دو قسم نرم وسخت (اینچه/یوغئن)منقسم می شوند که این دومصوّت نیز یکی نرم ودیگری ازنوع سخت بوده وازنظر تلفّظ و جایگاه تولید متفاوت از یکدیگرند ودر الفبای لاتین ترکیه به دوصورت i/I (بانقطه/بی نقطه)نشان داده می شوند ودر الفبای به قول این دوست «هفته نامه ی صحرا »یکی با نقطه «ایـ  یـ  ی»ودیگری با همزه «ائـ  ئـ  ئ»است. واین علائم نیز به خاطر استفاده ی بهینه وراحت تر از فونت های فارسی در صفحه کلید ماشین های تایپ وقرابت شکلی آن دو انتخاب گردیده ونیز برخلاف نظر ایشان به خاطراین انجام گرفته است که «تداخل پیش نیاید وخواندن شان مشکل نشود».آقای عزیز! چگونه است که شما کاربرد مصوّت «ایـ  یـ  ی»را در نوشتار ترکمنی، قرن ها متداول می بینید در حالی که در قسمت دیگر نوشته ی خود این مسئله را انکار می کنید. البتّه شقّ دوم گفتارتان به صحیح نزدیکتر است؛ زیرا در نوشتار قدیم ثبت وضبط مصوّت ها به آن صورتی که در دهه های اخیر انجام می گیرد نبوده است.

نگارنده پیشنهاد می کنم؛ قبل از هر چیز شیوه نامه ی املاوقواعد نوشتاری یکی از زبانهای ترکی، چه با الفبای کریل مثل ترکمنی وچه لاتین مثل ترکی استانبولی –ترکمنی جدید،...وچه با الفبای عربی مثل اویغوری را مطالعه بفرمایید تا بسیاری از مسائل برایتان روشن گردد تا نادانسته یک کارجمعی وخالصانه را به سخره نگیرید. ضمناً پایان نامه های دوستان زبان شناس ترکمن ایرانی که تا مقاطع فوق لیسانس ودکتری تحصیلات خود را به انجام رسانیده اند نیز می تواند یاریگرتان باشد.

در جایی دیگر فرموده اید«...لا اقل می گذاشته اند مطالب شعرا ونویسندگان با سلیقه ی خودشان به چاپ می رسیدند...»دوست عزیز چرا برطبل تفرقه می کوبید؟! این همه تلاشی که در ابتدای این نوشتار نیز برشمرده شد(سمینارها-نشست ها –زحمات هفته نامه ی صحرا-...)مگر خیال می کنید برای چه بوده است؟!

آقای عزیز! غلّ وغش های بی مورد را به کناری نهیم .خواهش  می کنم !.

چر این همه مغلطه ؟!چرا این همه بند بازی؟ مثلاً k وg نوشتار ترکیه وترکمنستان را خواسته اید مثال بزنید؛ کسانی که به این زبان ها آشنایند، براحتی از نوشته یتان در خواهند یافت که شما با بدیهیّات نوشتار آن زبانها آشنا نیستید وبا آوردن چند مثال به کذب گفته اید که نه در نوشتار لاتین معمول است ونه در نوشتار عربی !. قبلاً آدرس دادم وگفتم کجا ها را بگردید تا همه را در اشتباه وتنها خودتان را عاقل فرض نکنید. «محمود»را مثال زده اید. عزیز! کمی به ذهنت فشار بیاور؛ چند دهه پیش تر، این نام «ماحمود»هم نبود ، بلکه «ماخمئت»بود(آیا ماخمئت ها وماخمئت حاجی های محلّه ی خودتان را به این زودی فراموش کرده اید؟)خیلی از اسامی عربی –فارسی در میان مردم ما تلفّظی ترکمنی داشت. آیا در زبان فارسی تلفّظ نام ها در طول ازمنه تغییری کرده است ؟ اگر به ترکمنی هم بعنوان یک زبان اگر می نگرید-اگر واقعاً چنین اعتقادی دارید! نباید اجازه بدهید تلفّظ یک اسم تحت تاثیر زبان های دیگر تغییر بکند . البتّه تلفّظ آنها در زبان فارسی با توّجه به فنوتیک آن زبان خواهد بود . امّا به ویژگی آوایی زبان مادریتان نیز کمی دقّت بفرمایید.نام های روستاهایمان نیز مانند اسامی اشخاص تلفّظی دوگونه (فارسی/ترکمنی)دارند آیا ثبت وحراست اسامی ترکمنی با لحن وآوای ترکمنی در نزد جناب عالی قباحت انگیز است ؟!

این همه گفته اید«تداخل –نادرست –سردرگم کننده -...»،دوست خوب!همان گونه که در ابتدا ذکر کرده ام، این شیوه ی نوشتاری برخاسته از خردجمعی است وهدف آن نیز رفع این معضلات برشمرده ی شما بوده است.«غئز» در معنای فعل امرِ گرم شدن و«غئز»به معنای دختر را مثال آورده اید وگویا طرفدار آن هستید واین همه جان می کَنید تا مصوّت های کوتاه در نوشتار/ساختارِ کلمات حذف گردد ومثلاً «یامان»در معنای  زشت «یمن»نوشته شود. «بیر»در معنای یک «بر»و«بیز»هم ، چون با بیز/درفش مشتبه نگردد«بز»نوشته شود وحاشا که با BozوBezوغیره اشتباه گرفته نمی شود!

در ادامه پرسیده اید چرا«ب»در واژه ی «کتاب» را «پ»می نویسید؟ باید بدانید برای آن می نویسند که با توجّه به قواعد پذیرفته شده، «ب» در وسط وانتهای کلمات هنگامی نوشته می شود که تارهای صوتی حنجره مرتعش شوند* واین نشانه ی الفبایی فقط در ابتدای کلمه مانند «ب»فارسی تلفظ می شود ولی در وسط وانتهای کلمه شبیه «و»فارسی و«V»انگلیسی تلفظ می گردد؛ مثلا در کلمه های :(بابا /چئبئن/غاباق/دوٌب=دوٌبلأپ دورماق) که در هنگام تلفّظ آن میان دولب ،سایشی احساس می شود وامتداد دار است وتارهای صوتی حنجره نیز می لرزد. بنابراین؛ درواژه هایی چون «کیتاپ»،«رجپ»و... به این دلیل که درحرف آخر این کلمه ها، تارهای صوتی حنجره مرتعش نمی شود وبه قول زبان شناسان ترکمن تلفّظ آن «آچئق/آوایی»نیست بلکه «دئمئق/بی آوا»ست «پ» نوشته می شود**. قابل ذکر است؛ بدیهیّات این قواعد(یعنی قواعد نوشتاری زبان ترکمنی)بطور خلاصه در جزوه ای به قلم راقم این سطور آماده وحضور دوستان تقدیم گردیده است.

برادرجان! با شناختی که از جنابعالی دارم می دانم که پیش شما مرغ یک پا دارد! با این وجود پیشنهاد می کنم چنانچه وجود مصوّت های نه گانه ی ترکمنی را می پذیرید ولی فکرمی کنید براین اساس ودر طول کارهای انجام شده، نوشتار ترکمنی نیازبه اصلاح دارد؛ می توانید درخصوص یک یا چند علامت ونشانه ی الفبائی که خوشتان نمی آید نظراتتان را مستدل ثبت نموده در نشست ها ویا سمیناری که ممکن است برای تکمیل موضوع درآینده بر گزارگردد ارائه نمایید تا به رأی ونظر گذارده شود. باید بدانید مجموعه ی افرادی که این شیوه ی نوشتاری را پیشنهاد داده اند هیچ تعصّبی در تثبیت ویا تغییر منطقی هر یک از آن نشانه ها نخواهند داشت. تنهامقصود آنان ایجاد وحدت رویّه ویکپارچگی در نوشتار است که اگر دوستان بخواهند؛ وانشاء ا... این هدف در دسترس خواهد بود.

همچنین اگروجود مصوّت های نه گانه را ویا ضبط آنها را در نوشتار وساختار واژه ها نمی پذیرید وبرنمی تابید؛ طرحی قاعده مند وبا نشانه های مدّ نظرتان معرّفی نمایید. البتّه، اگر منظورنظرتان همان نوشتار سنّتی قاعده مند نشده ی قدیم باشد؛ شیوه ی نوشتاری صحرا (به اصطلاحِ شما)هم خود را دنباله رو همان روش سنّتی می داند ودر جهت تکمیل وقاعده مند کردن آن نوشتار براساس رسم الخطّ عربی قدم بر داشته است وامید دارد که به هدف خود نزدیک شده باشد ومن ا... توفیق وعلیه التّکلان .

 ******************************************

*حرف«و»در نوشتار ترکمنی اختصاصاً نشانه ی واجی معادل «و»عربی و«w»انگلیسی است وهمچون«و»فارسی یا«v»انگلیسی تلفظ نمی شود. لذا نوشتن واج سایشیِ «ب»بانشانه ی الفباییِ «و»اشتباه خواهدبود. مثلاً نوشتن کلمه هایی همچون بابا، چئبئن، غاباق، دوٌب، بوٌب و... به صورت باوا، چئوئن، غاواق، دوٌو، بوٌو صحیح نیست و اشتباه است.

**توضیح قاعده ی نوشتاری مزدوج(آچئق/دئمئق) های«غ/ق» و «ک/گ» نیز عیناْ همانند مزدوج «ب/پ» بوده و خیرالکلام ما قل و دل

+ نوشته شده توسط عبدالقهار صوفی راد در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 و ساعت 18:36 |

تانگرئ نئنگ آدئ بیلن

    بییک ماغتئم غولئ ایلینگ تؤره سی  - عبدالقهار صوفی راد

ماغتئم غولئ دییرلر منینگ آدئمئ           عألم الین چوُیار گؤرسه اوُدومئ

 ماغتئم غولئ تورکمن لرینگ اینگ غادئرلئ وه بلنت اوُرون لئ شاخئرئ دئر. اوُل اؤز ایل-گونی بیلن یاشاپ، اوُلار اوچین جانئپ کش لیک ادیپ، یاغشئ گون لرینده–ده آغئر گون لرینده-ده یان لارئندا بوُلوپدئر. اوُل اؤز انه دیلینده، ایل-گونونه دوشنوکلی هیلده ایلکینجی دیین یالئ غوُشغئ دؤره دیپ اؤزوندن سوُنگقئ لارا نوسغا بوُلدئ . ماغتئم غولئ نئنگ عروض غوُشغئ دوزوش طأریندن ، هجایی یا بوُغون غوُشغئ اؤلچگینه گچمه گی حالق کؤپچولیگی نینگ آراسئندا غوُشغئ دیلی نینگ دوشنوکلی لیگینه سبأپ بوُلوپ ، راخات قابول ادیلینیپ دیر . ماغتئم غولئ نئنگ بو ادن ایشینه تأزه غوُشغئ آیدئلئش یوُلئ ، دیییپ-ده بوُلار . غوُشغئنئ گینگدن حالق کؤپچولیگینه یاقئن لاشدئرماغا سبأپ بوُلان بو ایش بییک ماغتئم غولئ نئنگ پایئنا دوشوپدیر . ماغتئم غولئ تورکمن میللی هنگی نینگ ، میللی آیدئمئ نئنگ، سازلاشئغئندا حاص لایئق گلیأن غادئمئ غوُشوق فوُرماسئنئ تأزه دن جانلاندئریار . 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالقهار صوفی راد در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 و ساعت 18:34 |

    عبدالقهار صوفی راد ئنگ غوُشغوسئ

 

 « مرحوم ارازمحمد ارازنیازی » اوًچین :   

 

یوسوپ  آباد دان ،

مئراد دوردئ قاضئ دوًکانئنا ،

دوًکاندان مینودشت هوُتِلینه ،

آقیان شاخئر بیلن ایلکی تانئشامدا ،

میراثئنگ یابئنئ آرچآرا

یاردئم­دئر اؤیتمه­ دیم­میکأم دیییأن یالنگارئپ.

اوُل ،

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالقهار صوفی راد در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 و ساعت 18:32 |
code=961467